على محمدى خراسانى
34
شرح رسائل (فارسى)
و واجب است . حال اگر وجوب تبين يك وجوب نفسى باشد لازمهاش آنست كه هر خبر فاسقى به ما رسيد و لو ربطى به عمل ما ندارد بر ما واجب باشد كه در اطراف آن تبين كنيم ولى اگر واجب شرطى باشد تنها در صورتى تبين لازم است كه بخواهيم به آن خبر عمل كنيم و الّا فلا . حال شيخ مىفرمايد : اگرچه از ظاهر امر مولى بوى وجوب نفسى مىآيد چون فرمودهء فتبينوا و دنبال آن قيد للاقدام و العمل را نيفزوده و به حكم اطلاق صيغهء افعل حمل بر وجوب نفسى مىشود و غيرى بودن محتاج به افزودن قيد زائد است ولى به عقيدهء ما وجوب تبين يك وجوب شرطى است و دلائل متعدد برآن داريم : 1 - متبادر به ذهن از كلمهء تبينوا و امثال آن مثل تجسسوا و . . . همين معنا است يعنى تبين للعمل است و تجسس هم براى عمل است . 2 - اجماع قائم است بر اينكه در خبر فاسق تبين واجب استقلالى نيست بلكه هركس هم آن را واجب ساخته براى عمل واجب ساخته . 3 - تعليل خود آيه كه مىگويد : أن تصيبوا . . . فتصبحوا على ما فعلتم يعنى فلسفه وجوب تبين آنست كه ندانسته اقدام نكنيد تا بعد از عمل پشيمان شويد كه همه جا سخن از عمل است و مىگويد : عمل بدون تحقيق حرام است نه اينكه ذات التبين خصوصيتى داشته باشد حال وقتى كه وجوب تبين شرطى بود مىگوئيم : نيازى به انضمام آن مقدمه خارجيه نيست زيرا كه منطوق آيه مىگويد : اگر فاسق خبرى آورد عمل به خبر او يك شرط دارد و آن تبين است ، و مفهوم آيه مىگويد : اگر عادل خبرى آورد عمل به اين خبر آن شرط را ندارد يعنى بدون اين شرط هم مىتوان بدان عمل كرد و هذا هو معنا حجية الخبر ، آرى اگر وجوب را وجوب نفسى بدانيم نياز به انضمام آن مقدمه خارجيه هست